آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است

آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است
آشناترین غریبه
سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1389
نگاه کن. . .

فروغ فرخزاد:


نگاه کن که غم درون دیده ام


چگونه قطره قطره آب می شود


چگونه سایه ی سیاه سرکشم


اسیر دست آفتاب می شودنگاه کن

 

تمام هستیم خراب می شود


شراره ای مرا به کام می کشد


مرا به اوج می برد


مرا به دام می کشد


نگاه کن


تمام آسمان من


پر از شهاب می شود


آشناترین غریبه