آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است

X
تبلیغات
رایتل
آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است
آشناترین غریبه
دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389
اولین برف


همیشه  هر وقت یاد زمستون میکنم یاد سفیدی برفش می افتم


وقتی  هم که فصلش از راه میرسه


یه انتظار کودکانه سراسر وجودم رو می گیره


انتظار  باریدن  برف


همیشه  وقتی اولین برف زمستون زمین رو سفید می کنه یه شادی خاص که من و یاد 


دنیای  کودکیم میندازه وجودم رو لبریز از خودش می کنه دویدن  روی برف و طنینی که آرامش رو 


 به همراه داره . باریدن  برف غیر از شوق ساختن یه آدم برفی یا بازی باگلوله های برفی یه شوق


 دیگه هم  واسم داره که از بقیه لذت بخش تره اونم این که وقت باریدن برف سرم و رو به آسمون


 کنم و محو رسیدن دونه های برف  به زمین بشم