تو را دوست می دارم
و با تو
دیگرم به بیداری این گستره ی خاموش آدمیانی نیاز نیست
چرا که تو چهارْفصل ِ سرزمین ِ منی
سردتر از زمستان ِ سقز،
گرم تر از تابستان اهواز،
سبز تر از بهار لاهیجان،
و مطّلاتر از پاییز ِ برگ افکن ِ چی چستْ
خواب ُ به رؤیاهایم دوستت می دارم
در بیداری ُ این کابوس ِ بی امان
در لحظه های نه مَنی
و در ساحل ِ اقیانوس ِ گسترده ی اشک های خویش
به هنگام ِتماشای کبوتری
که از آسمانِ بی کلاغ ِ آرزوهایم عبور می کند
تا آشیانه ی منّور ِ خورشید
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 2:11 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه

توی بارون زیر ناودون چیک چیک و ترانه جدا شدن
تو خیابون کنج میدون ناله ها مرثیه تنها شدن
داره بارون میزنه داره بارون میزنه
چیک چیک و نم نم اروم روی ناودون میزنه
اگه بارون بزنه رو دل عاشق و حیرون بزنه
تو مثل بارون میشی از راه میایی
اخر عشق خسته میشی من و میخوای
داره باورن میزنه داره بارون میزنه چیک چیک و نم نم اروم روی ناودون میزنه
داره بارون میزنه داره بارون میزنه
وقتی که از رفتنت غرق پشیمونی شدی وقتی تو ظلمت شب خسته و زندونی شدی
تو میایی و میگی پشمون شدی و دیگه از بگو مگو خسته شدم
داره بارون میزنه
وقتی که غصه غرورت و شکست
وقتی که غم روی قلب تو نشست
تو میایی میگی پشیمون شدم و دیگه ازجدایی ها خسته شدم
تو میگی اگه میشه من و ببخش که بازم عاشق و دل بسته شدم
داره بارون میزنه داره بارون میزنه چیک چیک و نم نم اروم روی ناودون میزنه
داره بارون میزنه
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 4:08 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
سلام و درود بر تمام عزیزان . خیلی ممنون که در این مدت ما رو تنها نذاشتید .
فعلا اومدم اینجا رو آپ کنم تا بعد که وقت کردم تمام محبت هاتون رو جبران کنم .
یه مدت هستش که تنها آهنگ آرام بخشم این ترانه شده و من رو کلی آروم میکنه .
نمی دونم که خوانندش کیه ؛ سهراب که ادعا کرده خودش خونده انصافا هم صداش خیلی شبیه هستش حالا قرار برامون یه بار دیگه اجرا کنه . هر وقت میگیم تو نیستی میگه گیتار بده بخونم ما هم که گیتار نداریم تا بدیم نطق کنه در نتیجه هنوز در پرده ابهام هستش .
هم اتاقی
هم اتاقی هم اتاقی هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم
درد جانسوزمو به جز تو به خدا هیشکی نمیدونه
هم اتاقی هم اتاقی برو طبیب دل بیمارم رو بیار
بهش بگو عاشقش غریبه مرده از رنج و التهاب
ای عزیزم ای عزیزم ای عزیزم برس به دادم
اونی که دل دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی ببین چگونه سیل اشکم شده روونه
درد جانسوزمو به جز تو به خدا هیشکی نمیدونه
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 3:14 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
این شعر رو توی چرکنویسم دیدم و نمی دونم از کجا آورده بودم . خیلی قشنکه حیفم اومد که نذارمش
اگه صاحبش پیدا شد بگه به تا به اسم خودش بزارم .
من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه ترین یار! آن شراب مگر چند ساله بود؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا میجوند
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند
.
.
من عریانم ، عریانم ، عریانم
مثل سکوتهای میان کلامهای محبت عریانم
و زخمهای من همه از عشق است
از عشق ، عشق ، عشق

آشناترین غریبه
لینک این مطلب 4:42 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
شعر زیبایی از یغما گلرویی
دوست ترت می دارم از خورشید
که دیری ست سرزدن در این دامنه را - به حیله - لاف می زند
دوست ترت می دارم از ماهْ
که جراحت ِ پنجه ی هزار پلنگ ِ عاشق را بر چهره دارد
دوست ترت می دارم از پرندگان
که لال می گذرند
از آبشار
که ذبح هزار عقابِ سرچشمه را خبر می دهد
با کـَفْ خون ِ سرخ موج هایش
از درختان
که دسته ی جانی ِتیغ ِ تَبَرْ می شوند
و برادران هم ریشه را درو می کنند
دوست ترت می دارم از تمام انسان ها
که عصمت ِ نام خود را برافروخته اند
به یکی بوسه بر دست ِ بی ترحّم سلّاخ
تو را دوست تر می دارم از رؤیاهای خویش
چرا که تو به باز نشستن ِ تمام رؤیاهایی
بآورد ِ تمام آرزوها
مرا از رفاقتی بی مرز سرشار می کنی
. تا دوست بدارم جهان ِ پیرامن خود را
. آبشار ُ خورشید ُ درختان را
. پرندگان ُ ماهُ سرزمینم را
. و تو را
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 2:23 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
با سلام به تمامی عزیزانی که به این پست بر می خورند و می خونند و لذت می برند .
باید بگم که بعد از گذشت چند روز پس از اولین کامنت مبنی بر این که این دست نوشته برای
فرد دیگری هست . به تحقیق پرداختم و از مجتبی عزیز (هم زبون)پرسیدم و مجتوجه شدم
که ادعا این دوست عزیز کاملا درست هستش و من هم الان اومدم این رو فقط بگم و از صاحب
اثر معذرت خواهی کنم .
دوستان عزیز در خلوت دل http://www.del.sub.cc/
معذرت می خوام که بدون اجازه این مطلب رو توی وب لاگ خودم گذاشتم ولی من هرگز
ادعا نکردم که این مطلب به نام هستش و از وب شما هم برنداشتم .
چه زود روزگار می گذرد و یادگارها می ماند و خاکریزهای کوچک خاطرات ، اما من از خاطرات
فقط خوبی ها را می بینم و همه را در صندوق محبتم کنار دیگر خوبی ها ، با محبت جمع می کنم .
می گذارم ، آب دیده هایم به احساس درونم رشد و روشنایی با محبت بخشد . به همه آن چیزهایی
که آرام بدست می آورم درود می فرستم و با آن چه از دست داده ام بدرود ....گذشته .... و من گذرش
را دیگر به باور نشانده ام هر چند سخت بود اما گذشت و دیگر بر نمی گردد و من غصه رفتنش را
دیگر نمی خورم . باز زنده ام ، و زیر پلک های مهربانی در سایه خدا زندگی می کنم و در قلبم همه
آشوب ها را که آشفته اند آب زلالی می پاشم تا آرام گیرد و در التماس نماند .
من می مانم
و
خدایی که در این نزدیکی است...........

آشناترین غریبه
لینک این مطلب 7:55 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
سلام به تمام عزیزان
خدمت تمام سروران عرض کنم که می خوام یه مدت از دنیا بیرون برم
دارم میرم شمال . هرچند که کار زیاد هستش ولی میخوام بشینم و با خودم خلوت کنم با افکارم با باورهام با رسم و رسومم با خودم
از شما دوستان عزیز هم می خوام هر چیزی که در مورد من به ذهنتون میرسه بگید. چه خوب چه بد. حتما خیلی کمک میکنه تمام . حرفاتون رو بگید . حتما میخونم و بررسی میکنم. از دوستان هم انتظار دارم که حتما این کار رو بکنند.
و سفر آغاز من است
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 12:51 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه

می خواهم تو را
در این شب ِ نقطه چین!
تا طاعونی ترین ترانه ی من،
- از نگاه ِ هاشور خورده ی شب -
در ستایش ِ نفس های تو باشد!
به دیاری که عشق را
مصیبتی همه گیر می دانند!
تا طاعونی ترین ترانه ی من،
- از نگاه ِ میرْ سایه ْ ها -
مدیحه ی دست های تو باشد،
آن دست ها که ایمنم می کنند
از تند باد بی مروّت کینه
به شهری که در آن
گیسوی سپرده به باد را
پرچم ِ عصیانْ می دانند!
و طاعونی ترین ترانه ی من،
نخستینْ درود ِ ما بود،
که بدرود ِ واپسین را
به افسانه یی مبدل کرد!●
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 8:30 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
این هم تاثیر سد سیوند روی پاسارگاد ـــ تو ۷ سال آینده

ای وطن کوروش به زیر آب رفت غیرت مردان ایران خواب رفت
ای وطن سیمرغ و دژبان داشتی رستم، آن پور نریمان داشتی
ای وطن فرّ فریدونت چه شد خسرو و فرهاد مجنونت چه شد
ای وطن نادر، جهانگیرت کجاست بابک و آرش، کمانگیرت کجاست
ای وطن آن گاوِ سَر گُرزت چه شد فرخ و گیو و فریبرزت چه شد
ای وطن بهرام و شاپورت کجاست ای وطن مردان مغرورت کجاست

یک عکس زیبا از امپراتور پارسیان ( ایران )
با تو هستم ، ای وطن
با تو هستم ، ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری ، بهار بی پاییز ،
ز عطرِ خاکِ ، تو گشته ام لبریز
به سینه ی من ، کلام جاویدی ،
به چشم من تو ، چو نور خورشیدی
آه ، ای وطن ! نام تو
همیشه بر لبم ،
با مهر تو ، ستاره
درخشد ، بر شبم
به دشت تشنه ، شکوه بارانی
سرودِ پاکی ، شعرِ بهارانی
غروبِ ما را ، پیامِ خورشیدی
طلوعِ بودن ، طلوعِ امیدی
تو ، سرودِ فصلِ سبزِ ما
بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری ، بهار بی پاییز ،
ز عطرِ خاکِ ، تو گشته ام لبریز
به سینه ی من ، کلام جاویدی ،
به چشم من تو ، چو نور خورشیدی
آه ، ای وطن ! نام تو
همیشه بر لبم ،
با مهر تو ، ستاره
درخشد ، بر شبم
به دشت تشنه ، شکوه بارانی
سرودِ پاکی ، شعرِ بهارانی
غروبِ ما را ، پیامِ خورشیدی
طلوعِِ بودن ، طلوعِِ امیدی
با تو هستم ، ای وطن
با تو هستم ، ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای مهد دلیران من

لینک این مطلب 3:25 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
در زندگی سه راه رو دنبال کن:
۱- دوست داشتن برای یک تجربه
۲- عاشق شدن برای یک هدف
۳- فراموش کردن برای قبول واقعیت
--------------------------------
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست آن به که کار خود به عنایت رها کنند
با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد با درد خود پرستی
--------------------------------
خدایا !
به یاس بگو که رهامان کند، به خستگی بگو
که دست از سرمان بردارد و به شیطان بگو که
ما از آن توایم ، امید نبندد.

آشناترین غریبه
لینک این مطلب 5:00 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
تو را دوست می دارم
به سان ِ کودکی
که آغوش ِ گشوده ی مادر را!
شمع ِ بی شعله ای که جرقّه را!
نرگسی که اینه ی بی زنگار ِ چشمه را!
تو را دوست می دارم
به سان ِ تندیس ِ میدانی بزرگ،
که نشستن ِ گنجشک ِ کوچکی را بَر شانه اش
و محکومی
که سپیده ی انجام را!
تو را دوست می دارم!
به سان ِ کارگری
که استوای روز را،
تا در سایه ی دیوار ِ دست ْ ساز ِ خویش
قیلوله می کـُنـَد!●
یغما گلرویی
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 09:30 AM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه

عشق، آسانسور حیات بشر است.
عشق، سرطان دوست داشتن است.عشق، عقد دائمی ما با غربت است.
عشق، شماره تلفنی است که سالها بدنبال آن می گردیم.
عشق، آمپول ب کمپلکس معرفت است.
عشق، اتوبانی است که تا ته ابدیت می رود.
عشق، قند متافیزیکی است که در دل آدم آب می شود.
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 6:47 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
علوم : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد
ریاضی : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست
فارسی : عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد
ورزش : عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود
قرآن : عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد
انشا : عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد
زیست : عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود
شیمی : عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد

آشناترین غریبه
لینک این مطلب 7:21 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
سلام عزیزان خوبید. خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم . ولی الان اومدم با دست پر هم اومدم.

خاک در اندیشه ی باران نبود
هیچ نشانی ز بهاران نبود
بال و پر چلچله ها خسته بود
پنجره ی باغ خدا بسته بود
شب چه شبی بود!
شکوه آفرین
چشم به راه تو زمان و زمین
شهر اگر تیره و تاریک بود
لحظه ی لبخند تو نزدیک بود
تا تو فرود امدی از اوج نور
روح زمین تازه شد از موج نور
از نفس گرم تو گل جان گرفت
باغ طراوت سرو سامان گرفت
سبز شد از لطف تو صحرا و دشت
قافله ی چلچه ها باز گشت
آمدی و زمزمه آغاز شد
روزنه ای روبه خدا باز شد
امدی و نوبت فردا رسید
فصل شکوفایی کلها رسید
........................................................................................................

آشناترین غریبه
لینک این مطلب 5:31 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
چشم براه مسافری مانده ام که انگار هرگز نخواهد آمد
و همه دلخوشیم به ترانه ایست
که یکروز اگر بیاید سر خواهم داد
من یادم نیست همنفس روزهای غریب تنهایی
کدام روز دلگیر
در انتهای کدام رویا ,پا به راه رفتن
آنقدر دور شد که هیچوقت
در هیچ خوابی هم دیده نشد
من گم می شوم در خاطره هایم
فراموش می شوم در آرزوهایم
و هنوز هم شعر قشنگ روز های بارانی را زمزمه می کنم
و در این تنهایی ,وای اگر باران هم
بوی دل انگیز مسافر خسته را برایم به ارمغان نیاورد
تا ابد چشم براه ,بی ترانه خواهم ماند
بی ترانه خواهم رفت ...!؟
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 3:57 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
تو اینجا نیستی ! تنهای تنها ، با سکوتی سخت درگیرم
و می دانم ، اگر دیگر نیایی ،
در غروبی سرد و غمبار و پر از تردید می میرم !
امید بازگشت تو ، مرا زنده نگه می دارد و آری
تو می آیی !
تو می آیی بهانه من ،
و می دانم دوباره شاخه های خشک احساسم ،
جوانه می زند ،
لبریز از عشق و شکوه زندگی می گردد و با تو ،
تمام لحظه های تلخ پاییز و زمستان را ،
تمام لحظه های بی تو بودن را ،
تمام خاطرات سرد و بی روح نبودت را ،
شبیه قاصدک ، در دست های باد می اندازد و دیگر ،
به آن فصل پر از دلتنگی و سرما می نشیند !

<<<لعنت به پاییز>>>
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 3:42 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
باغبون خسته سکوت کرد ........دیگه نمی خواد باغبون باشه می خواد مسافرسرزمین
تنهایی باشه ..... یاد گل
باغ اما تو ذهنش بود ... گلی که با وجود تمام مهربونیاش ، زیباییهاش اما خارهایی
داشت که گهگاه دست
باغبون رو زخمی می کرد و بی خبر بود که دل باغبون رو خون می کنه ... گلی که
بعد از فرو کردن هر خاری
به دست باغبون عذر می خواست و باغبونم هر بار می پذیرفت ...... بار آخرم باغبون پذیرفت و سکوت
کرد ....... اما نفهمید چی شد که گل بازعصبانی شد ..... و باغبون خاموش شد و
حالا می خواد که بره
آشناترین غریبه
لینک این مطلب 7:27 PM| | نویسنده: آشناترین غریبه | موضوع: عاشقانه
بازدیدکننده
28249
آشناترین غریبه
:::::::::.تنهای تنها.:::::::::
::.دل تنها.::
::.غریبترین آشنا.::
::.حضرت عشق.::
::.فقط تو باورش کن.::
::.یه عاشق خجالتی.::
::.سودای عشق.::
::.دل تنهای من.::
::.هم زبون .::
::.مگه عاشقی گناهه.::
::.مسیها.::
::.من + تو = 0.::
::.خوشگل عاشق.::
::.رقص شیطان .::
::.صدف سفید.::
••»»(دوست دارم)»»~••
::.دو همسفر.::
::.اسطوره ی MFA.::
::.ققنوس دل خسته.::
::.دختری که دوست نداره بزرگ بشه.::
::.پاییز سبز.::
::. زمزمه های پاییزی= مسعود اسماعیلی.::
::.دختر تنها.::
::.وبلاگ مدیران بلاگ اسکای.::
::. تنها ترین تنها | محمدرضا | .::
::.7 ستاره 7 خال 7 ....::
::.دختر و پسر گیلانی.:
::.ر ی ر ا .::
::.مانی.::
::.خلوت دل.::
::.رویداد.::
::.همسایه دیوار به دیوار.::