سلام و درود به همه دوستان می خواستم آپ رو با یکی از آخرین شعرهای خودم انجام بدم ولی گفتم یه مقدار درد و دل کنم آخه قبل از این که اینجا بیام یه سر به وب دوستان زدم ، خیلی ها هنوز فعال هستن ، بعضی ها هم ازدواج کردن و سر گرم خانواده خودشون شدن ، بعضی ها رفتن سربازی ، بعضی های دیگه هم مهندس شدن و وب نویسی بهشون حال نمیده به هر حال چرخ فلک داره میگذره چه دورانی بود. . . اون موقع ها آپ ترین وب بودم و به همه خورده می گرفتم که چرا دیر به دیر آپ می کنند توی بیشتر وب های دوستان لینک ، نظر یا حداقل یه نشونه ی کوچکی از من بود طراحی وب چند تا از بچه ها با من بود و لینک من هم بود ، اغلب توی سیستم بلاگ اسکای جزو وبهای آپ بودم ، حتی توی وبلاگ مدیران هم عکسم بود . راستی یادش بخیر رفته بودیم نمایشگاه الکامپ و با مدیران بلاگ اسکای دیدار داشتیم . . . حالا چی...... ؟ وبم هم مثل خودم گوشه نشین شده . . . خوب چیکار میشه کرد امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه ات بجز سودا نیست ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست کاین باقی عمر را بها پیدا نیست کار روزگاره دیگه ، البته لطف دوستان همیشه با من بوده و میان این جا نظر میدن ، خیلی ها هم چون مطلب جدید نیست نظر نمیدن . . . الان که به خاطر شرایطی کاری نمی تونم تند تند بیام ولی قول میدم که بیشتر بیام ، البته نه مثل قدیم به هر حال از همتون ممنونم . . . آشناترین غریبه |