آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است

X
تبلیغات
رایتل
آشنایی که در خلوت چشمانت غریب است
آشناترین غریبه
چهارشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1386
وطن من...

این هم تاثیر سد سیوند روی پاسارگاد ـــ تو ۷ سال آینده

 

       ای وطن   کوروش به زیر آب رفت        غیرت مردان ایران خواب رفت
       ای وطن   سیمرغ و دژبان داشتی          رستم، آن پور نریمان داشتی
       ای وطن   فرّ فریدونت چه شد              خسرو و فرهاد مجنونت چه شد
       ای وطن   نادر، جهانگیرت کجاست        بابک و آرش، کمانگیرت کجاست
       ای وطن   آن گاوِ سَر گُرزت چه شد         فرخ و گیو و فریبرزت چه شد
       ای وطن    بهرام و شاپورت کجاست      ای وطن مردان مغرورت کجاست

 

یک عکس زیبا از امپراتور پارسیان ( ایران )

 

با تو هستم ، ای وطن
با تو هستم ، ای وطن
ای خورشید جاوید من

ای صدای گرم آبشاران
ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری ، بهار بی پاییز ،
ز عطرِ خاکِ ، تو گشته ام لبریز
به سینه ی من ، کلام جاویدی ،
به چشم من تو ، چو نور خورشیدی
آه ، ای وطن ! نام تو
همیشه بر لبم ،
با مهر تو ، ستاره
درخشد ، بر شبم
به دشت تشنه ، شکوه بارانی
سرودِ پاکی ، شعرِ بهارانی
غروبِ ما را ، پیامِ خورشیدی
طلوعِ بودن ، طلوعِ امیدی

تو ، سرودِ فصلِ سبزِ ما
بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری ، بهار بی پاییز ،
ز عطرِ خاکِ ، تو گشته ام لبریز
به سینه ی من ، کلام جاویدی ،
به چشم من تو ، چو نور خورشیدی
آه ، ای وطن ! نام تو
همیشه بر لبم ،
با مهر تو ، ستاره
درخشد ، بر شبم
به دشت تشنه ، شکوه بارانی
سرودِ پاکی ، شعرِ بهارانی
غروبِ ما را ، پیامِ خورشیدی
طلوعِِ بودن ، طلوعِِ امیدی

با تو هستم ، ای وطن
با تو هستم ، ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای مهد دلیران من

 ایران من

 

آشناترین غریبه